fetr002
عید سعید فطر
تیر ۲۵, ۱۳۹۴
01_20110403_1377947632
نحوه شهادت طفلان مسلم/ سرنوشت دختران مسلم بن عقیل
مهر ۲۴, ۱۳۹۴

طفلان حضرت مسلم بن عقیل

teflan-87

از آن جایی که مسأله شهادت دو طفل مسلم در جامعه از اشتهار خاصی برخوردار است و از طرفی به قول محدث قمی قدس سره در منتهی الآمال، موضوع شهادت این دو طفل با این کیفیت و تفصیل مستبعد می‏نمایاند، خوب است بررسی اجمالی در این مورد به عمل آید:
قول اول از مقتل خوارزمی متوفای (۵۶۸):
وقتی که امام حسین علیه‏السلام در کربلا شهید شد، دو پسر بچه اسیر از نوادگان جعفر طیار به نامهای محمد و ابراهیم از لشکرگاه ابن‏زیاد فرار کردند و به زنی برخورد کرده و آب خواستند، و او پرسید خودتان را معرفی کنید و از کجا می‏آیید؟ جواب دادند ما از اولاد جعفر طیار هستیم و از لشکرگاه ابن‏زیاد فرار کرده‏ایم.
آن زن گفت: شوهرم از سربازان ابن‏زیاد است. می‏ترسم امشب بیاید و الا از شما پذیرایی می‏کردم. طفلان گفتند امیدواریم نیاید و زن اجازه داده و وارد خانه شدند، برایشان طعام آورد، آنها گفتند که ما را نیازی به طعام نیست، برای ما سجاده‏ای بیاور نمازمان را بخوانیم، بعد از نماز خوابیدند و بعد از ساعتی شوهر از لشکرگاه ابن‏زیاد به خانه برگشت و از موضوع باخبر شده و به زنش گفت هر کس این دو بچه را تحویل ابن‏زیاد بدهد ده هزار درهم جایزه می‏گیرد.
نصیحت و ممانعت زن تأثیر نکرد تا اینکه شوهرش دو طفل را دستگیر کرده و تحویل غلامش داد تا کنار فرات آنها را گردن بزند، او بعد از اطلاع از انتساب این دو به حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از قتل آنان امتناع کرده و فرار می‏کند، همچنین پسرش هم اقدام به قتل دو طفل نکرده و پدرش را هم نصیحت می‏کند که دستش را به چنین ظلمی آلوده نکند ولی مؤثر واقع نمی‏شود.
وقتی که آن ملعون می‏خواسته برادر بزرگتر یعنی ابراهیم را به شهادت برساند به قاتل پیشنهاد می‏کنند که ما را ببر در بازار به صورت برده بفروش و قیمت را خودت بردار. او جواب می‏دهد من شما را می‏کشم به بغضی که از پدرتان و اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دارم، و الا نیازی به قیمت و بهای شما ندارم. در هر صورت ابراهیم را به شهادت رسانده و بدن مطهر او را در فرات می‏اندازد و آن بدن در روی آب بوده تا آن که بدن برادرش به او ملحق می‏شود حرکت می‏کنند. آن گاه سر هر دو را پیش ابن‏زیاد می‏آورد و او قاتل را به هلاکت می‏رساند. در آخر خوارزمی می‏نویسد:
«فهذا و امثاله من الآیات التی ظهرت بقتل الحسین علیه‏السلام و یجوز مثل هذا و قد اخبر به الرسول صلی الله علیه و آله و سلم؛ یعنی این حادثه و امثالش از نشانه‏های حقانیت امام حسین علیه‏السلام بوده و امثال این هم ممکن است اتفاق بیافتد و از ماجرای طفلان، حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده است.
قول دوم از مرحوم علامه مجلسی است به نقل از امالی صدوق قدس سره:
بعد از شهادت حضرت امام حسین علیه‏السلام دو نوجوان از فرزندان مسلم علیه‏السلام اسیر شدند و ابن‏زیاد آن دو را تا یکسال در زندانش نگه داشته و به زندانبان گفته بود که بر آنها از جهت آب و دیگر خدمات سختگیری بکند.
تا یکسال دو طفل در حبس بودند روزها را روزه می‏گرفتند و افطارشان دو عدد نان جو و یک کوزه آب بود، تا این که تصمیم گرفتند خودشان را به زندانبان معرفی کنند تا شاید فرجی حاصل شود. بعد از آن که زندانبان فهمید که این دو منتسب به حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هستند آزادشان کرده و آنها شبها راه رفته و روزها پنهان می‏شدند تا این که به منزل پیرزنی رسیدند، وی بعد از شناخت آنها، شب را مهمانشان کرده ولی گفت: مرا دامادی هست فاسق، و در کربلا حضور داشته، می‏ترسم امشب به این جا بیاید و به شما آسیبی برساند. که سرانجام همان شخص این دو طفل را به شهادت رسانید و سرهای مبارک را جهت اخذ جایزه دو هزار درهمی پیش ابن‏زیاد برد ولی ابن‏زیاد از این که قاتل، آن دو طفل را زنده به حضور نیاورده بود خشمگین شد و او را به قتل رسانید:
قول سوم از ناسخ التواریخ است که به دو صورت نقل می‏کند:
صورت اول این که نقل است از اعصم کوفی که حضرت مسلم علیه‏السلام این دو نوجوان را هنگام حرکت بسوی کوفه به همراه خود به آنجا برده بود و وقتی ابن‏زیاد هانی را محبوس کرد و مسلم از خانه هانی بیرون آمد و شیعیان خود را جمع کرد تا بر دارالاماره حمله کند، پسرهای خود را به خانه شریح قاضی فرستاد تا در حمایت او به سلامت بمانند! و او وقتی که می‏خواست دو طفل را به مدینه بفرستد، به دست نیروهای ابن‏زیاد افتادند.
صورت دوم به نقل از عوالم که بعد از شهادت امام حسین علیه‏السلام چون اهل بیت علیهم‏السلام اسیر شدند، طفلان مسلم در میان اسرا بودند، ابن‏زیاد این دو را گرفت و محبوس نمود تا آخر داستان. و ناسخ نام زندانبانی که آن دو را آزاد کرده مشکور، و قاتل طفلان را حارث معرفی می‏کند.
و پوشیده نماند که حضرت مسلم علیه‏السلام هم داماد حضرت امام علی علیه‏السلام بوده و هم داماد حضرت جعفر طیار علیه‏السلام و این دو طفل مادرشان دختر حضرت جعفر بوده است. ظاهرا اصل شهادت طفلان مسلم درست است هر چند نقلهای متفاوتی دارند و آرامگاهی هم برای آنها در نزدیکی شهر مسیب عراق معروف است.
قول دیگری را مرحوم سماوی نقل می‏کند که اسرای اهل بیت به کوفه آورده شدند، دو نوجوان از اولاد عقیل یا جعفر به نامهای محمد و ابراهیم از ترس و وحشتی که داشته‏اند فرار می‏کنند و به خانه‏ی یکی از عمال بنی‏امیه پناه می‏برند، آن ملعون بعد از شناخت این دو، نفس خبیثش او را فریب داده و احتمال می‏دهد که اگر این دو را به قتل برسانم و سرشان را برای ابن‏زیاد ببرم او به من جایزه می‏دهد و لذا آنها را با همین احتمال شیطانی به شهادت می‏رساند و سرشان را پیش ابن‏زیاد می‏برد و ابن‏زیاد از این که قاتل کشته آن دو طفل را می‏آورد در خشم شده و طائی را به قتل می‏رساند. ظاهرا این قول صحیح‏تر به نظر می‏رسد.
مرحوم دکتر آیتی به نقل از مرحوم شیخ صدوق می‏نویسد:
وقتی که قاتل طفلان مسلم شمشیر از نیام کشید تا آنان را به شهادت برساند، آنها با دیدن شمشیر برهنه به گریه افتادند و گفتند: ما را به عنوان برده در بازار بفروش یا آن که خویشاوندی ما را با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رعایت کن یا ما را زنده نزد ابن‏زیاد ببر و از همه گذشته بر کودکی ما رحم کن. و او نپذیرفت، فقط برای چهار رکعت نماز مهلت داده و بعد از نماز چشمهایشان را به آسمان دوختند و گفتند: یا حی یا حلیم یا احکم الحاکمین احکم بیننا و بینه بالحق.
سپس آن دو را کشته و سرهایشان را نزد ابن‏زیاد برد. منظره سرهای بریده چنان دلخراش بود که ابن‏زیاد سه مرتبه از روی کرسی بلند شد و نشست و چون جریان شهادت آن دو را از آن مرد سنگدل شنید و دعای آن دو را باز گفت.
عبیدالله او را به مردی شامی سپرد که در همان مکانی که مرتکب آن جنایت شده بود برد و او را به قتل رساند و سرش را نزد امیر آورد. و سپس آن سر را بر نیزه زدند و بچه‏های کوفه به آن، سنگ می‏زدند و می‏گفتند: هذا قاتل ذریه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم.
در پایان قابل ذکر است که تا هنگامی که عموزادگان بودند نگذاشتند فرزندان امیرالمؤمنین علیه‏السلام به میدان بروند، و لذا به این ترتیب جهاد کرده و به شهادت رسیدند:
ابتدا فرزندان حضرت مسلم علیه‏السلام بعد فرزندان عقیل علیه‏السلام، بعد از آنها فرزندان عبدالله بن جعفر علیه‏السلام، پس از آنها فرزندان حضرت امام حسن علیه‏السلام، پس از آنها حضرت عباس علیه‏السلام و برادرانش و سرانجام شخص سیدالشهداء علیه‏السلام، به شهادت رسید. ولی حضرت علی اکبر علیه‏السلام از این قاعده استثناء هست چون زودتر از عموهایش به شهادت رسید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *